messie messie syndrome disease 2 1

بیش فعالی – نقص توجه – نافرمانی

انواع اختلالات رفتار ایذایی

 

یکی از دلایل شایع ارجاع کودکان و نوجوانان به مراکز مشاوره رفتارهای مقابله جویانه و پرخاشگرانه آنان می‌باشد.

انواع اختلالات ایذایی:

1. اختلال بی اعتنایی مقابله ای یا نافرمانی

2. اختلال بیش فعالی/نقص توجه

 3. اختلال سلوک

 

اختلال بی‌اعتنایی مقابله‌ای

 مشخصه اصلی اختلال بی اعتنائی مقابله های الگوی پایداری از رفتار منفی کارانه ، یکدندگی مستمر ، عدم تمایل به مصالحه و سلطه پذیری یا جر و بحث با بزرگسالان و همسالان،  دربرابر دستورالعمل‌ها و امتناع فعالانه از رعایت مقررات نافرمانی و رفتار خصومت آمیز نسبت به صاحبان قدرت و نیز ناتوانی برای پذیرش مسئولیت اشتباهات است که این ناتوانی منجر به سرزنش دیگران می‌شود.

کودکان دچار این اختلال به طور مرتب با بزرگسالان جر و بحث پیدا می‌کنند و زودرنج هستند که این زودرنجی منجر به حالت از کوره در رفتن از عصبانیت و رنجش می‌شود.

 این کودکان در ارتباط با همکلاسی های خود مشکل دارند و رفتارهای ایذایی آنان در مقایسه با سایر کودکان هم سن فراتر از حد انتظار است اما در مجموع پرخاشگری جسمی یا رفتار تخریبی قابل توجهی بروز نمی دهند و نقض جدی هنجارهای اجتماعی یا تضعیع حقوق دیگران به چشم نمی‌خورد.

سبب شناسی

پافشاری بر خواسته‌های خود و مخالفت با خواسته‌های دیگران در اوایل دوران کودکی امری طبیعی محسوب می‌شود که اوج آن در ۱۸ تا ۲۴ ماهگی می‌باشد

در این دوره کودک شدیداً به دنبال کسب خودمختاری می باشد اما حالت غیرطبیعی زمانی آغاز می شود که این وضعیت  در سال‌های بعد به شکلی نابهنجار و به صورت رفتار مقابله جویانه تداوم می‌یابد. 

البته برخی صاحب نظران و این اعتقادند که روش تربیتی والدین در این زمینه غیرقابل انکار است بدین صورت که اگر والدین برای به کرسی نشاندن خواسته‌های خود از روش‌های افراطی استفاده کنند کشمکشی پدید می‌آید که زمینه را برای بروز اختلال بی‌اعتنایی مقابله‌ای فراهم می‌آورد.

با توجه به دیدگاه‌های مختلف می‌توان عواملی را در بروز اختلال بی‌اعتنایی مقابله‌ای موثر دانست که مهمترین این عوامل عبارتند از:

عوامل خانوادگی

به نظر می‌رسد که این اختلال در خانواده هایی که حداقل یکی از والدین تاریخچه ای از اختلال بی‌اعتنایی مقابله‌ای، اختلال سلوک، اختلال بیش فعالی/نقص توجه، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلال مرتبط با مواد یا اختلال خلقی دارند، رایج تر باشد.

نوع ارتباط کودک _والد

 از جمله عوامل موثر و تاثیرگذار در بروز اختلال بی اعتنایی مقابله‌ای ، کیفیت رابطه و تعامل والدین با کودک میباشد به طوری که در این میان انضباط سخت از سوی والدین یا دستورات متناقض از سوی آنان به علاوه سهل انگاری والدین در تعامل و آموزش کودکان نقش زیادی در بروز این اختلال داشته باشد.

ضربات محیطی، بیماری یا ناتوانی مزمن مانند کم توانی ذهنی

 این دست از عوامل در اواخر دوره کودکی و اوایل نوجوانی موجب بروز رفتار مقابله جویانه به عنوان دفاعی در مقابل درماندگی، اضطراب و فقدان عزت نفس تلقی می گردد.

تشخیص و خصوصیات بالینی

 کودکان مبتلا به اختلال بی اعتنایی مقابله‌ای معمولاً با بزرگترها جر و بحث می کنند از کوره در می‌روند و خشمگین رنجیده خاطر و زودرنج هستند آنان به طور مکرر و فعالانه در مقابل قوانین و یا درخواست های بزرگسالان نافرمانی می کنند و تعمداً باعث ناراحتی دیگران می شوند و برای اشتباهات و سوء رفتار خود دیگران را سرزنش می‌کنند. 

اختلال بی اعتنائی مقابله مزمن تقریباً همیشه در روابط بین فردی و عملکرد تحصیلی کودکان تداخل ایجاد می‌کند این کودکان اغلب دوستی ندارند و روابط انسانی را رضایت بخش نمی‌دانند.

 آنان علیرغم هوش کافی به دلیل عدم مشارکت اجتماعی ، مقاومت در برابر توقعات و انتظارات دیگران و اصرار بر حل مشکلات بدون کمک دیگران در مدرسه پیشرفته مطلوبی ندارند این مشکلات ممکن است آنان را دچار عزت نفس پایین ، تحمل کم در مقابل ناکامی، خلق افسرده و حملات با عصبانیت کند.

نوجوانان مبتلا به این اختلال نیز ممکن است به سوء مصرف مواد روی بیاورند .قابل ذکر است که اغلب این اختلال به اختلال سلوک یا اختلال خلق ختم می شود.

ملاک‌های تشخیصی اختلال بی‌اعتنایی مقابله‌ای

الگوی رفتار منفی کارانه خصومت آمیز و گستاخانه که حداقل ۶ ماه طول کشیده و در خلال این مدت حداقل چهار مورد از موارد زیر وجود داشته باشد؛:

۱- از کوره در رفتن

۲-مشاجره با بزرگسالان

۳-سرپیچی از درخواست های بزرگسالان یا مقررات یا عدم تمایل به همکاری.

۴-فراهم کردن موجبات ناراحتی دیگران به صورت عمدی

۵-سرزنش دیگران به خاطر اشتباهات یا سو رفتار خود.

۶-غالبا زودرنج بوده و زود از دیگران ناراحت می شود.

۷-اغلب عصبانی و خشن است.

۸-کینه توز و انتقام جو است.

درمان

درمان اولیه این اختلال مداخلات خانوادگی با استفاده از آموزش مستقیم والدین در زمینه اداره مطلوب کودک به ارزیابی دقیق تعاملات خانوادگی است رفتار درمانگران بر آموزش والدین در مورد نحوه تغییر رفتار خود به منظور تضعیف رفتار مقابل جوی کودک و تقویت رفتارهای مطلوب تاکید دارند. 

همچنین رفتار درمانی روی تقویت انتخابی رفتار مناسب و نادیده گرفتن و عدم تقویت رفتار نامطلوب تاکید می کند .

بنابراین حذف روش های تنبیهی و خشن و افزایش تعاملات مثبت والد-کودک اثرات مثبتی بر روی سیر رفتارهای نافرمانی و منفی کارانه خواهد گذاشت.

 

اختلال بیش‌فعالی/نقص توجه

اختلال بیش فعالی/ نقص توجه از اختلالات شایع دوران کودکی و نوجوانی است که مدتی نسبتاً طولانی از توصیف آن می گذرد

اختلال بیش فعالی /نقص توجه با الگوی پایدار و چشمگیر فقدان توجه و یا پرتحرکی و رفتار تکانشی همراه است که شدید تر از حد مورد انتظار با توجه به سن و سطح رشد کودک می باشد.

 علایم بالینی باید قبل از هفت سالگی وجود داشته باشد و باید حداقل در دو محیط مثلاً خانه و مدرسه وجود داشته باشد و عملکرد اجتماعی ، تحصیلی یا غیر درسی کودک را مختل کند.

سبب شناسی

در حال حاضر با وجود اینکه اختلال بیش فعالی نقص توجه اختلال رایج و  متداولی است اما در مورد علل آن اتفاق نظر وجود ندارد و نظریه‌های متعددی درباره علت آن وجود دارد اما هیچ یک از آن ها شواهد محکمی در دست ندارند.

 به هر حال این احتمال وجود دارد که این اختلال ناشی از مجموعه پیچیده‌ای از عوامل از جمله عوامل ژنتیکی تاثیر عوامل اقتصادی اجتماعی و ساختار خانوادگی فقر آهن و تاثیر روی باشد.

ملاک‌های تشخیصی اختلال بیش‌فعالی/نقص توجه

این اختلال در سه نوع مطرح است: نوعی بیش فعالی, نوع نقص توجه تکانشگری، نوع مرکب. ممکن است کودک فقط یکی از مجموعه علایم بیش‌فعالی یا نقص توجه و یا رفتارهای تکانشی را داشته باشد معمولاً کودکان بیش فعال بیشتر از کودکان کم توجه به نزد پزشک برده می شود.

نوع نقص توجه 

ویژگی‌های این نوع عبارتند از: ناتوانی در توجه به جزئیات یا بی دقتی در تکالیف مدرسه و سایر فعالیت ها,مشکل در ادامه دادن توجه و حفظ دقت در طی فعالیت ها ٬مشکل آشکار در گوش دادن٬ مشکل در پیروی از دستورات، بی نظمی، اجتناب از کارهایی که به تلاش ذهنی و تفکر نیاز دارد، گم کردن اسباب بازی ها، کتاب ها و وسایل، واکنش بیش از حد به محرک ها و فراموشی در فعالیت های روزانه.

نوع تکانشی

بیقراری و ناآرامی، مشکل در حفظ حالت نشسته، دویدن بیش از حد و بالا و پایین پریدن ، ناتوانی از بازی کردن در سکوت، به نظر می رسد که همیشه در حرکت و آمد و رفت است ، زیاد صحبت می کنند، قبل از اینکه سوال تمام شود پاسخ می‌دهند ،منتظر ایستادن و در صف ایستادن برایشان سخت است، حرف دیگران را قطع می‌کنند و کنجکاوانه وارد بحث دیگران می شوند.

نوع مرکب

نوع سوم بیش فعالی که شایع‌ترین نیز هست شامل ترکیبی از علائم نوع اول و دوم است این کودکان در توجه کردن بیش فعال بودن و کنترل تکانش های خود دچار مشکل هستند البته گاهی تمام کودکان بی توجه هستند و یا اینکه بیش از حد فعالیت می‌کنند و حرکات تکانشی دارند اما در این گونه کودکان این علایم بیش از حد است.

درمان

به نظر می‌رسد که یک شیوه درمانی واحد از جمله مصرف دارو به تنهایی نمی‌تواند نیازهای جامعه درمانی کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی نقص توجه را برآورده سازد و بر عکس یک برنامه چند وجهی انتخاب مطلوبی برای درمان مبتلایان به این اختلال می باشد.

۱-دارو درمانی: ظاهراً داروهای محرک دستگاه عصبی مرکزی و اثربخشی بالایی در کنترل علایم بیش‌فعالی دارند و علاوه بر این عوارض خفیف قابل تحمل ایجاد می نمایند.

مداخلات روانی_اجتماعی: آموزش مهارت‌های اجتماعی آموزش والدین کودکان مبتلا و مداخلات رفتاری در مدرسه و منزل اغلب در درمان کلیه این اختلال موثر می‌باشند در آموزش والدین باید والدین کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی نقص توجه و توجیه شوند که علیرغم کمبودهای فرزندشان در برخی زمینه‌ها کودک تکالیف طبیعی تکاملی از جمله نیاز به مسئولیت پذیری و ایجاد احساس کنترل در پیش رو دارد.

همچنین گروه درمانی با هدف اصلاح مهارت‌های اجتماعی و افزایش عزت نفس و احساس موفقیت در کودکان مبتلا که در موقعیت ها و زمینه های گروهی به خصوص در مدرسه دچار مشکلات کارکردی زیادی هستند می تواند بسیار مفید باشد.

 

اختلال سلوک

اصطلاح اختلال سلوک به الگوهای رفتار ضد اجتماعی غیر قابل کنترل کودکان و نوجوانان اطلاق می‌شود که با آسیب رساندن به دیگران همراه است معمولاً کودکان و نوجوانانی که دچار مشکلات سلوک هستند گستره‌ای از رفتارهای خلاف قانون از جیغ زدن ناسزا گفتن قشقرق به راه انداختن گرفته تا تخریب شدید دزدی و تجاوز را از خود بروز می دهند عمده ترین نمود اختلال سلوک تجاوز به حقوق دیگران و عدم توجه به هنجارهای اجتماعی اجتماعی متناسب با سن افراد است .

انواع اختلال سلوک

اختلال سلوک دو نوع فرعی دارد که عبارتند از:

اختلال سلوک نوع اول

شروع این نوع اختلال در دوران کودکی است و علایم اختلال و رفتارهای مربوطه قبل از ۱۰ سالگی بروز می یابد افراد مبتلا به این نوع از اختلال سلوک معمولاً مذکر هستند ، مکرراً پرخاشگری های فیزیکی و ارتباط آشفته با همسالان خود دارند، ممکن است در دوران اولیه کودکی مبتلا به بی اعتنائی مقابله‌ای باشند و معمولاً اختلال آنها به اختلال شخصیت ضد اجتماعی گسترش می یابد.

اختلال سلوک نوع دوم

شروع نوع دوم اختلال سلوک در نوجوانی است که علایم و خصوصیات رفتاری قبل از ۱۰ سالگی بروز نمی یابد مبتلایان به این نوع از اختلال سلوک در مقایسه با نوع اول رفتار پرخاشگرانه کمتری نشان می‌دهند و اگرچه در همکاری با دیگران اغلب مشکلات رفتاری از خود بروز می‌دهند اما تمایل دارند ارتباطات ارتباطات عادی تری با همسالان خود داشته باشند به نظر می‌رسد که این عده کمتر از نوع اول به اختلال شخصیت ضد اجتماعی مبتلا می‌شوند و نسبت شروع آن در پسرها به شدت گروه اول نیست.

سبب شناسی

هیچ عاملی به تنهایی نمی تواند رفتار ضد اجتماعی و اختلال سلوک را توجیه نماید بلکه مجموعه‌ای از عوامل زیستی روانی و اجتماعی در پیدایش این اختلال نقش دارند که در ادامه به توضیح هر دسته از عوامل پرداخته می شود:

عوامل عصبی_زیستی

گرچه مطالعات اندکی پیرامون نقش عوامل زیستی عصبی در بروز اختلال سلوک صورت گرفته با این حال برخی تحقیقات نشان داده است که عوامل ژنتیکی در بروز رفتارهای ضد اجتماعی نقش دارد.

عوامل روان‌شناختی

کودکانی که در شرایط آشفته و همراه با غفلت و سهل انگاری والدین بزرگ شده اند اغلب وجه منفی هیجانات نظیر خشم ناکامی و غمگینی را ابراز می کند ضعف نقش پذیری در زمینه کنترل تکانه و برآورده نشدن نیازهای این کودکان سبب می‌شود به حس همدلی در آنها به طور کامل صورت نگیرد.

عوامل اجتماعی_فرهنگی

در کودکانی که دچار محرومیت های اقتصادی اجتماعی هستند خطر ابتلا به اختلال سلوک بالاتر است همین امر در مورد کودکان و نوجوانانی که در محیطهای شهری پرورش می یابند صادق است. همچنین بیکاری والدین، و فقدان شبکه‌های اجتماعی حمایت کننده ،عدم مشارکت مثبت در فعالیت های اجتماعی ، از جمله عوامل پیش بینی کننده بروز اختلال سلوک می‌باشد.

عوامل خانوادگی: به طور کلی تحقیقات مختلف بیانگر تأثیر غیرقابل این کار خانواده خانواده در بروز اختلال سلوک می باشد که از آن جمله می توان به مواردی همچون تعارض والدین ارتباط ناکافی با کودک طلاق و نظام قهر آلود خانوادگی اشاره نمود.

 علاوه بر عوامل مذکور ، اختلال بیش فعالی نقص توجه، کژ کاری یا آسیب دستگاه عصبی مرکزی در اوایل زندگی ممکن است کودکان را مستعد ابتلا به اختلال سلوک نمایند.

ملاک‌های تشخیصی اختلال سلوک

الگوی تکراری و پایدار رفتاری که طی آن حقوق اساسی دیگران موازین و هنجارهای عمده اجتماعی اخلاقی متناسب با سن و یا قوانین نقض می‌شود که با بروز حداقل سه مورد از موارد زیر در طی یک سال گذشته بروز می‌یابد و حداقل یک ملاک ظرف شش ماه گذشته وجود داشته باشد:

پرخاشگری نسبت به اطرافیان و مردم

۱- قلدری و تهدید دیگران۲- اغلب شروع کننده ی دعوا۳- استفاده از ابزار و وسایلی که می تواند صدمات جسمانی به دیگران وارد کند. ۴-  نشان دادن بی رحمی نسبت به دیگران ۵- سنگدلی نسبت به حیوانات ۶- دزدی همراه با مواجهه با قربانی ۷- ارتباط جنسی اجباری با قربانیان خود.

تخریب اموال

 8- اقدام به آتش افروزی به قصد ایجاد آسیب جدی 9- تخریب عمدی وسایل دیگران.

تقلب یا دزدی

۱۰- وارد شدن غیر مجاز و بازو به محل سکونت و کار دیگران ۱۱- دروغ گویی با هدف به دست آوردن اجناس یا منافع و یا فرار از تعهدات و وظایف حوزه خود ۱۲- دزدی از دیگران بدون مواجه شدن با قربانی.

نقض جدی مقررات

۱۳- بیرون ماندن از منزل در شب بدون اجازه والدین خود ۱۴- در طی دوران زندگی با والدین واقعی یا جانشین حداقل دو بار شب ها از خانه فرار کرده است و یک بار بدون بازگشت به مدت طولانی از خانه فرار کرده است. ۱۵- فرار از مدرسه قبل از ۱۳ سالگی.

درمان

 برنامه های درمانی چند وجهی که از تمام منابع قابل وصول خانواده و جامعه استفاده می‌کند احتمالاً در کنترل رفتار افراد مبتلا به بهترین نتایج را به همراه خواهد داشت درمان‌های چند وجهی می تواند شامل موارد زیر باشد:

1- مداخلات رفتاری

که در آنها به ازای رفتارهای غیر پرخاشگرانه و رفتارهای سازگارانه اجتماعی پاداش ارائه می شود.

2- آموزش مهارت های اجتماعی

3- آموزش خانواده و خانواده درمانی

4- مداخلات دارویی

 

4 دیدگاه دربارهٔ «بیش فعالی – نقص توجه – نافرمانی»

  1. جعفر خدابخش

    خیای خیلی خیلی ممنون از مطالب خوب سایتتون. سوالی داشتم درمورد میزان وراثنی بودن بیش فعالی و اینکه آیا با افزایش سن خودبه خود خوب میشه ؟

    1. ارتباط بسیار بالایی با وراثت در این مورد وجود داره به صورتی که دربرخی منابع به ارقام هریتابیلیتی (نفوذ ژن) بالای 80 درصد اشاره شده. منتها واقعا تحت تاثیر محیط میتونه شرایط متحول بشه و یکی از این شرایط، شرایط رشد هست. درنتیجه یک بزرگسال بسته به مدل و محیطی که در اون رشد کرده ممکنه بهتر یا بدتر شده باشه. درهرصورت بیش فعالی از جمله مواردی هست که به همکاری روانشناس و روانپزشک، خانواده ، مدرسه و مربی برای بهبود نیاز داره . نکته پایانی اینکه بیش فعالی تحت تاثیر عوامل ژنتیک و محیطی مختلف دارای طیف متنوعی هم هست ، و شاید هیچ دو بیش فعالی دقیقا مثل هم نباشند در نتیجه نمیشه برای همه یک نسخه پیچید. در بزرگسالان احتمال تشخیص اشتباه با حالات دوقطبی وجود داره و حتما بایستی روانشناس بالینی و یا روانپزشک در این مورد دقت کنند (تشخیص افتراقی).
      پاسخگوی شما : محمدعلی داوری – روانشناس بالینی و مدیر سایت

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

به بالای صفحه بردن